سديد الدين محمد عوفى

364

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

نفايس و ذخاير چندانست كه ازين جمله كسى را چيزى نداده باشم چون به بذل بعضى ازين نفايس با كسى مسامحت كردم اگر خواهد باقى را به من بگذارد و اگر خواهد جمله را به شكران نعمت بر من « 1 » احراز نمايد . و فايدهء اين حكايت آنست كه هركه به « 2 » شكر نعمت بزرگان عادت كرد هرگز امداد نعم ايشان از وى منقطع نشود « 3 » . [ كسى خلف احمد را نديده ستود و سيصد دينار صله گرفت ] حكايت ( 4 ) شخصى از فضلاى عرب حكايت كرد كه پيوسته مرا از كرم « 4 » خلف بن « 5 » احمد حكايت كردندى « 6 » اين « 7 » سه « 8 » بيت انشا كردم « 9 » و به نزديك او فرستادم « 10 » شعر خلف بن احمد احد الاخلاف * ادلى بسود ده على الاسلاف خلف بن احمد فى الحقيقة واحد * لكنّه مربى على الآلاف اضحى لآل اللّيث اعلام الورى * مثل البنّى لآل عبد مناف « 11 »

--> ( 1 ) مج - بر من ( 2 ) متن و مپ 2 - به ( 3 ) نسخه بنياد اين حكايت را ننوشته است ( 4 ) متن - كرم ( 5 ) مپ 2 : كرم و خلق ( 6 ) مج : ابو منصور ثعالبى رحمة اللّه عليه مىگويد كه وقتى جماعتى از شاگردان من در پيش من حكايت كرم و احسان امير المؤمنين خلف احمد سجزى كردند و تربيت و عنايت او مر ارباب فضل و اصحاب هنر را و من اگرچه به خدمت او نرسيده بودم ( 7 ) مپ 2 : چند ، مج : اما ( 8 ) متن و مپ 2 - سه ( 9 ) مج : بيت گفتم و بر پشت دفتر شاگردى ثبت كردم ( 10 ) مج : و آن ابيات اين بود ( 11 ) نسخه مپ 2 و بنياد اشعار عربى را ننوشته است